• امروز : یکشنبه, ۶ خرداد , ۱۴۰۳
  • برابر با : Sunday - 26 May - 2024
1

چرا استارت آپ ها در پایان معامله هستند؟

  • کد خبر : 38294
  • ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۱۴:۳۳
چرا استارت آپ ها در پایان معامله هستند؟

بسیاری از مردم این سوال را مطرح کرده اند که چرا صاحبان یکی از بزرگ ترین استارت آپ های ایران حاضر شدند پای میز مذاکره بیایند تا اکثریت سهام خود را به یک شرکت خصوصی بفروشند؟ فکر می کنم برای درک این تصمیم باید خودمان را جای آنها بگذاریم. بد نیست ابتدا تاریخچه داستان را ببینید.

تقریباً تمامی استارت آپ های شناخته شده ای که در سال های اخیر به سودآوری رسیده اند، علاقه مند به حضور در بازار سرمایه هستند و درخواست رسمی برای عرضه اولیه کرده اند. در برخی موارد هیات پذیرش بورس با این درخواست ها موافقت کرده است، اما به دلیل مخالفت سایر نهادها، این روند جز در یک مورد (تپسی) تا امروز تکمیل نشده است. گفته می شود دلیل این مخالفت، ترکیب سهامداران این استارت آپ ها است. ظاهراً برخی نهادهای کنترلی نسبت به برخی از سهامداران خصوصی این شرکت ها ملاحظاتی دارند و تا زمانی که سهامدار هستند، با عرضه سهام در بورس موافقت نمی کنند. تپسی زمانی که برای اولین بار بخش قابل توجهی از سهام خود را به برخی از شرکت های خصوصی واگذار کرد، مجاز به عرضه سهام در بورس شد.

این حق طبیعی صاحبان این استارت آپ ها است که سهام خود را زیر ارزش واقعی نفروشند و هیچ جایی بهتر از بازار سرمایه برای کشف ارزش واقعی یک شرکت نیست. اما وقتی این مسیر بسته می شود، چاره ای جز مذاکره پشت درهای بسته و در فضایی مبهم نیست. در چنین شرایطی، حزبی که قدرت لابی رسمی و غیررسمی را دارد، قدرت چانه زنی بیشتری دارد. نباید فراموش کنیم که گزینه های زیادی برای این نوع تراکنش وجود ندارد.

ارزش دارایی های دیجیتال بین 30 تا 40 هزار میلیارد تومان برآورد شده و گفته می شود حدود 70 درصد از سهام این شرکت روی میز مذاکره است. واضح است که در شرایط کنونی اقتصاد ایران، تعداد کمی از شرکت ها توانایی پرداخت چنین ارقامی را دارند و آنها نیز عمدتا خصوصی هستند. همه اینها به این معنی است که قدرت مذاکره بنیانگذاران استارت آپ ها کمتر است و عملا چاره ای جز بستن این قراردادها ندارند. در همین مثال دیجی کالا، سهامداران فعلی ظاهرا موافقت کردند که تخفیف قابل توجهی را به خریداران احتمالی ارائه دهند. اگر سهام دیجی کالا در بورس عرضه می شد و قیمت آن مشخص بود یا اینکه چند خریدار (داخلی یا خارجی) امکان معامله با دیجی کالا را داشتند، چرا سهامداران فعلی باید تخفیف بپذیرند؟

شاید تعجب کنید که چرا صاحبان استارت آپ های بزرگ می خواهند سهام خود را بفروشند. چرا به وضعیت فعلی ادامه نمی دهید و از اداره کسب و کار بزرگ و موفقی که دارید لذت نمی برید؟ این یک سوال معتبر است که دو پاسخ اصلی دارد.

اولین پاسخ به شرایط ایران برمی گردد. واقعیت این است که استارت آپ ها میهمان ناخوانده اقتصاد کشور هستند و دولت هنوز نتوانسته با این شرکت ها برخورد کند و به آنها اعتماد کند. در عین حال، شما نمی توانید از ابزارهای مرسوم برای کنترل سایر شرکت ها برای کنترل این شرکت ها استفاده کنید. زیرا نه مجوزهای انحصاری دارند که بتواند آنها را تهدید به ابطال کند و نه وام بانکی می گیرند که بتواند از آنها به عنوان بدهکار بانکی شکایت کند و ساختمان و ماشین آلات زیادی ندارند که با انواع عوارض شهرداری مانع رشد آنها شود. . آنها مجوز، محیط زیست، گمرک و… شدند. تنها راه این است که آنها را خسته کنید.

به دلایل مختلف، اکثر بوروکرات های دولتی از این جوانانی که به جایی آمده اند و کسب و کاری ساخته اند، خوششان نمی آید. البته هستند مدیران و سیاستگذارانی که اراده حمایت و قصد همراهی دارند. اما اینها یک اقلیت خالص هستند و اکثریت توان پرداخت آن را ندارند. به خصوص در رده مدیریت میانی، این احساس منفی را می توان به وضوح درک کرد. بدون اغراق روزی نیست که یکی از گوشه ای از حکومت نامه ننویسد و چیزی نپرسد یا تهدید کند یا چیزی را محدود کند.

از سوی دیگر کمپین هایی به طور مداوم در رسانه های داخلی و خارجی علیه این استارت آپ ها فعال می شود. کمپین هایی که عمدتاً بر اطلاعات نادرست یا برداشت های نادرست متکی هستند. سازمان های دولتی اغلب بنیانگذار این کمپین ها هستند یا آنها را همراهی می کنند. نه فقط اینها این جوان ها مدام مورد سوال اینجا و آنجا قرار می گیرند.

اگر این محدودیت ها و فشارها مانع از رشد کسب و کار نمی شد، حرفی نمی زد. اما فراوانی مجوزها و کنترل‌ها، همراه با تداخل قیمت‌ها، باعث شده است که بسیاری از اقدامات توسعه‌ای مجاز یا امکان‌پذیر نباشد. علاوه بر این، بسیاری از تحولات نیازمند جذب سرمایه است، اما راه تامین مالی در بازار سرمایه یا وام به بانک ها مسدود است و سرمایه گذار خارجی در ایران وجود ندارد. به جایی رسیده است که بسیاری از استارت آپ های بزرگ حتی در تامین سرمایه در گردش با مشکل مواجه هستند. اداره مالیات و تامین اجتماعی نیز حضور دارند. البته می‌توان استارت‌آپ‌های کوچک‌تری را یافت که عمدتاً دارای سهامداران واجد شرایطی هستند که از برخی حمایت‌های دولتی بهره‌مند شده‌اند.

اکنون به همه مشکلات قبلی، محدودیت های ناشی از تحریم و شرایط اجتماعی و فرهنگی که باعث از دست رفتن نیروهای با کیفیت شده است را اضافه کرده ایم. استارت آپ های موفق ایرانی به جای تلاش برای تصاحب بازارهای منطقه و تبدیل شدن به اولین تک شاخ های خاورمیانه، شاهد مهاجرت نیروهای خود به سمت کسب و کارهای کوچک و متوسط ​​در منطقه یا اروپا هستند. به نظر من اگر تحریم ها برداشته می شد و شرایط کشور مانند سال های 94 تا 96 باقی می ماند، امروز حداقل 8 یونیکورن در ایران داشتیم که همگی در خارج از ایران فعالیت می کردند. اما همه این امیدها از بین رفت.

وقتی همه این شرایط را کنار هم بگذاریم، آیا چیزی جز خستگی و ناامیدی برای بنیانگذاران استارت آپ باقی می ماند؟ به خاطر داشته باشید که بسیاری از بنیانگذاران استارت آپ میلیاردرهای شکست خورده هستند. یعنی روی کاغذ صاحب چند صد یا میلیارد شرکت هستند اما در عمل قدرت مالی محدودی دارند. به جز چند استثنا، اکثر این استارتاپ ها مزایای زیادی را توزیع نمی کنند. زیرا آنها باید فعالیت های توسعه ای خود را از محل سود تامین کنند. جوانی را می بینیم که احتمالاً دهه چهارم زندگی اش را می گذراند و در دهه سوم زندگی اش با هزار امید استارتاپی راه انداخته و حالا فشارها او را مستاصل کرده و به آنچه که تصور می کرد و نمی رسد. . می تواند استارتاپ شما را بزرگتر کند. چگونه می توان چنین فردی را جز «خسته» خطاب کرد؟

اما این سوال که چرا صاحبان فعلی استارت آپ های بزرگ می خواهند سهام خود را بفروشند پاسخ دومی دارد که به شخصیت و روحیه بنیانگذاران استارت آپ برمی گردد. تقریباً تمام استارت آپ های موفق دنیا توسط جوانانی تأسیس شده اند که زمانی می خواستند تجربیات جدیدی داشته باشند و از این ماجراجویی و ریسک کردن لذت می بردند. آنها عموماً از تکرار و یکنواختی کار اجتناب می کنند و دوست ندارند در بوروکراسی سازمان های بزرگ، کند و برهنه گرفتار شوند. اساساً این روحیه آنها را به سمت کارآفرینی نوآورانه سوق داده است.

طبیعی است که این افراد وقتی استارتاپشان رشد می کند و ویژگی هایی شبیه به کسب و کارهای بزرگ و تلفیقی پیدا می کند، دیگر انگیزه یکسانی ندارند. در دنیا معمولاً دو راه برای چنین افرادی وجود دارد. راه اول این است که سهام خود را در استارتاپ موفقی که دارند بفروشند و با پولی که به دست آورده اند به دنبال تجربیات جدید باشند. به عنوان مثال، ایلان ماسک در سال 1995 استارت آپی به نام ZIP2 را تاسیس کرد که 5 سال بعد آن را به قیمت 300 میلیون دلار به Compaq فروخت. با پولی که به دست آورد، او و چند نفر دیگر پی پال را تأسیس کردند و چند سال بعد آن را به قیمت 1.5 میلیارد دلار به eBay فروختند. ایلان ماسک با سهم خود از این پول تسلا و استارلینک و چندین استارت آپ دیگر را تأسیس کرد. این کارآفرینی سریالی چیزی است که اغلب در استارتاپ ها می بینید.

مسیر دوم مشابه کاری است که بنیانگذاران گوگل انجام دادند. آنها شرکت خود را رها نکردند. اما آنها تصمیم گرفتند مدیریت شرکت را به یک مدیر عامل حرفه ای بسپارند و خودشان سرمایه گذاری کنند و از استارتاپ های دیگر با سود حاصل از اولی حمایت کنند. نتیجه این تصمیم ایجاد شرکت سرمایه گذاری Google Venture بود که یکی از بزرگترین سرمایه گذاران خطرپذیر در جهان است. بنیانگذاران آمازون، مایکروسافت و فیس بوک کمابیش همین مسیر را طی کرده اند. در این مدل، استارت‌آپ ابتدا سود خوبی ایجاد می‌کند و به بنیان‌گذارانش اجازه می‌دهد بدون درگیر شدن در مدیریت روزانه شرکت، وقت خود را به تجربیات جدید اختصاص دهند. به همین دلیل، اینکه بنیانگذاران استارت آپ شرکت خود را ترک می کنند و استارت آپ های جدیدی ایجاد می کنند، نه تنها عجیب نیست، بلکه یکی از عادی ترین اتفاقاتی است که در فضای استارتاپی جهانی به چشم می خورد؛ اما این موضوع باعث می شود تا موسسات استارت آپی از شرکت خود خارج شوند. اما در ایران که چنین تجربه ای وجود ندارد و شرایط برای ایجاد شرکت های جدید مساعد نیست، چنین تصمیمی عجیب به نظر می رسد.

اگر به جای بنیانگذاران یک استارتاپ بزرگ و موفق بودید، اما دیدید که موفقیت شما بر گردن شما آویزان است، محدودیت ها و فشارها شما را خسته و ناامید می کند، در روال یک شرکت جا افتاده گیر کرده اید. راکد در اندازه فعلی، شما هیچ راهی برای تجربیات جدید و نه. آنها راه شما را برای ورود به بازارهای جدید، راه عمومی شدن مسدود کرده اند و سقفی برای رشد شما گذاشته اند، چه می کنید؟ آیا به اولین و شاید تنها پیشنهاد معقولی که روی میز گذاشته شد پاسخ مثبت نمی دهید؟

منبع: دنیای اقتصاد

منبع اکو ایران

لینک کوتاه : https://akhbareghtesadi.com/?p=38294

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.